تبليغاتX
حمیدستان

 

 

باز هم

دندانه های

سین

سکوت

بر من

گرفت

.

.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 2:27  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

 

به طبع احتیاجات پدر هر کس هدیه ای می خرد ..

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/30ساعت 14:0  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

در

این

روزهای

گرم

و

عجیب

بهشت

زهرا

هم

انگاری

هم

تراز 

تگزاس

سیتی

شده

چیزی

شبیه

پارک

طالقانی

یا

ایضا

پارک

لاله

طهران !

..

 

پی نوشت یک : .. و ما هنوز مبهوت این انسان هستیم !

پی نوشت دو : بی ـ ح و ص ل گ ی ـ هم به تنهایی دغدغه ای شده برای روزگار خودش !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 1:3  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

 

 

ز لیلایی ‌‌شنیدم ‌یا‌ علی گفت / به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است / که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد / بگوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت / دعایی کرد و ان هم یا علی گفت
یقین پروردگار افرینش / به موجودات عالم یا علی گفت
دمی که روح در آدم دمیدند / چو بر میخواست آدم یا علی گفت
دلا باید به هر دم یا علی گفت / نه هر دم بل دما دم یا علی گفت
به صدق دل همیشه یاد او کرد / به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست / توسل جست و هر دم یا علی گفت
ز بطن حوت یونس گشت ازاد / ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد / کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
نمی شد زنده جان مرده هرگز / یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
رسول الله شنید از پرده غیب / ندا می آمد آن هم یا علی گفت
نزول وحی چون فرمود سبحان / ملک در اولین دم یا علی گفت
علی در کعبه بر دوش پیمبر / قدم بنهاد و آن دم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد / یقین آنجا علی هم یا علی گفت
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر / گمانم ابن ملجم یا علی گفت
بگفتا حجتی با راز داران / به هر شادی و هر غم یا علی گفت

..

هی باید علی گفت ، علی گفت و علی گفت

 

 

پی نوشت :آهنگ عاشق شدن از آلبوم اساتید / علیرضا افتخاری .  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/19ساعت 14:31  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

زود

می گذرد

یک سال

را

می گویم

و باز هم ندا سر می دهند

این رجبیون ؟ ..

..

 

پی نوشت یک : از همه دوستانی که اعم از پست بلاگ / بلست / تلفنی / پیام کوتاه / جویای حال پدر من بودند و ایشان را مورد لطف و دعایشان قرار دادند صمیمانه تشکر می کنم  !

پی نوشت دو : همان که پدر در سی سی یو به من اشاره کرد همین یک کلام بود که آدمیزاد به همان دم آدمی بند است و لا غیر !

پی نوشت سه : دوستانی که دعوتنامه عکس پرینت را می خواهند ایمیل شان را بدهند ! برایشان ارسال کنم .  (درج در هجدهم تیر ماه )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت 0:31  توسط حمیدرضا رمضانی  |