تبليغاتX
حمیدستان

حمیدستان

 

 

از یک آمریکایی و فرانسوی و آلمانی خواستند در باره فیل تحقیق کنند :

محقق آمریکایی کتابی ۱۵۰ صفحه ای نوشت با عنوان همه چیز در باره فیل .

محقق فرانسوی کتابی ۱۰۰۰ صفحه ای نوشت با عنوان فیل را بهتر بشناسیم .

محقق آلمانی ۱۲ جلد کتاب نوشت با عنوان مقدمه ای در باره فیل .

+ نوشته شده در  87/07/25ساعت 23:50  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

چهار روز از هفته ی نازنینم شده ملاقات با جاده ها .. !

 

 

+ نوشته شده در  87/07/23ساعت 21:23  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

در نامه ی امام علی (ع) به امام حسن (ع) آمده است :

« قانون زندگی بر این پایه نیست ، كه هر طالبي به مقصدش برسد . »

 

" عکاس مرحوم محسن رسول اف (+) " 

نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، حكمت ، ۳۹ .

+ نوشته شده در  87/07/18ساعت 22:25  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

 

دو ، سه ساعتي از عقدمان مي گذشت . هي فکر مي کردم

حالا که او به من محرم است ، اگر به من دست بزند چه مي  شود ؟!

در همين فکرها بودم که اذان مغرب از راديو پخش شد

و سري که حالا دو،سه ساعت بود همسرم شده بود ،

 به نماز ايستاد و من به تقليد از کساني که مي شناختم ،

 سريع رفتم و اولين نماز جماعت دو نفره را به همسرم اقتدا کردم .

نماز که تمام شد ، همسرم انگار که فکر مرا خوانده باشد ،

برگشت و دست هايش را دراز کرد و گفت : « قبول باشد » ..

..

اقتباس : یک قرص آرام بخش برای عروس و داماد / اشرف باغ عمادی

+ نوشته شده در  87/07/14ساعت 16:7  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

+  شعاع نقطه ی باورش از پرهاي خالي کوچک شده ..

- حالا هی بگو اگر شب نیست ، لابد روز است !

.

.

.

 

+ نوشته شده در  87/07/13ساعت 16:28  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

(+

سیب سرخ

رسید و افتاد

عشق غلتید تا رودی

و بر مشام من رسید بویی

..

و انگاری من هوس زمین می کنم

.

.

.

 

+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 12:18  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

(+)

 

" یاء " آخر فامیلی/ام/ ..

آکنده می شود از /یاء/های/پُر/از یاد ..

با طعم/چایی نبات/های/گرم/اللهم انی اسئلک/های/ ..

سحرهای اسم خانوادگی/ام/ ..

و افطارهای مملوء از شیرینی رطب تازه / ربنا شجریان ..

.

.

.

و من دلتنگ ! ..

..

فصل مشترک شیار گونه /ی/  همه/ی/  مسلمانان در شادی اول شوال /فطر/ لبریز از خنده باد ..

 

+ نوشته شده در  87/07/09ساعت 17:19  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

 

"خوب است که زمان جلو می رود ! .. "

ساعت را / شصت دقیقه / عقب می کشی / خزان می شود / آسمان گریه اش می گیرد / دل ها مملو  از باران می شوند/ و چهره سبز باغ ها / نارنجی می شود با برگ درختان / همه ی این ها در عقب گرد شصت دقیقه ای ساعت است انگاری ..  /   .

.

.

.

.

من /فلش ثانیه شمار / را ساعتگرد / دوست دارم / نه / پاد ساعتگرد .. /   .

"خوب است که زمان جلو می رود ! .. "

 

+ نوشته شده در  87/07/06ساعت 0:15  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

+ در پی ..

خصوصی سازی مال کی هستی ، تو ؟!

- خب .. !

+ خب مالي كي هستي تو ؟!

- خب .. !

.

.

 

+ نوشته شده در  87/07/04ساعت 16:44  توسط حمیدرضا رمضانی  |