" می خواهم پلاک شهرستان باشم . "

این روزها تمایلاتم به شهرستانی بودن زیاد است ! .
و مفخترم که نام کوچک سه جلدم گره خورده با نام تو ای سلطان !
آری ! ..
و من حمید غلام رضا هستم ..
.
.
.
پی نوشت : تلالو خورشید حرم ات دلتنگم کرده ای رئوف .
چند باري كه شيطان گولم زد و ظرف شستم در خانه !
تمركزي بسيار بالايي داشتم ..
بنظرم براي تفكر در مورد هر چيزي بايد شيطان گولم بزند !
.
.
.
نسل جوان افکار و احساساتی دارد و انحراف هایی .
تا به دردش ، یعنی افکار و ادراکات و احساساتش رسیدگی نشود ،
نمي شود جلو انحرافاتش را گرفت !
..
استاد شهيد مرتضي مطهري
خرمالوي رسيده
چنان از ذوق بوسه بر زمين ،
خود را مي سپارد
به مولكول هاي هوا
..
و زمين نامهربان مي شود
و او منفجر ! ..
امروز روز خوبی بود در نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتالی !
واقعا دوستان خجالت زده ام کردند و من در آغوش محبت هایشان پوستم گنجایش نداشت !
..
+ علی الخصوص پرچمدار غرفه یک نمایشگاه آسد علی مهربون و مهدی نوری عزیز
و جمع صمیمی کتاب نیوز به جد لذت بردم و از عنایت هایشون متشکرم ! .
..
+ و از طرف دیگر هم آغوشی غافلگیرانه ی مسیحا مهدوی
و پذیرایی او در غرفه مدیریت وبلاگ ها و سایت ها کمی تا قسمتی آب شدیم
و آبمان هم بخار شد از این همه محبت دیجیتالی !
..
از همگی کمال تشکر را دارم .
حاج علی
خدا
یک حال پر ملات
به تو بدهد
که امروز شادمانم کردی ..
.
.
.
ــ از شیار گونه ام لبخند سرازیر است .
ــ خوش خبر باشی حاجی !
ترافیک سنگین آزاده راه کرج - تهران بخاطر بازی پیروزی - سپاهان
یک طرف !
..
۱۵۰ کیلومتر با غُصه کنفرانس مالیات بر ارزش افزوده
همان طرف !
..
ترافیک بی خود بهارستان تا پیروزی
همان طرف !
..
و من تنها این طرف ..
..
+ پرتقال فروش صبور کجاست ؟ ..
+ همان که گفتم : سختم کن آ خدااا .. ! .
.
.
+ هر فردا بهتر از دیروز .. !
.
.
.
.
.
.
ــ ..

(+)
بدانید که شاخه درختی که در بیابان می روید سخت تر است [حال آنکه]
پوست سبزه های خوش نازکتر است
و آتش گیاهان صحرایی افروخته تر و خاموشی آنان دیرتر است .
..
نهج البلاغه/نامه ۴۵ / نامه امیرالمومنین (ع) به عثمان پسر حنیف .
مسلما در آفرينش آسمان و زمين ،
و در پي يكديگر آمدن شب و روز ،
براي خردمندان
نشانه هايي [قانع کننده ] هست .
سوره آل عمران / آیه ۱۹۰ .
..
.. رسول خدا شبى در منزل من استراحت مىكرد ،
هنوز آرام نگرفته بود كه از جا برخاست ،
وضو گرفت و به نماز ايستاد و بقدرى گريه كرد كه جلو لباسش تر شد،
بعد به سجده رفت و به اندازهاى گريه كرد كه زمين تر شد.
صبح كه بلال آمد سبب اين همه گريه را پرسيد ، فرمود:
ديشب آياتى از قرآن بر من نازل شده است.
آنگاه آيات 190 تا 194 سوره آلعمران را قرائت كرد و فرمود :
واى بركسى كه اين آيات را بخواند و فكر نكند.
(+)