تبليغاتX
حمیدستان

حمیدستان

 

الحمد لله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمته

بولاية أمير المؤمنين على بن أبي طالب .ع. 

 

 (+)

 

دل و جانم جداجدا

همه شب خواهد از خدا

که شوم عاقبت بخیر 

به ولای تو یا علی

.

.

 

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 22:44  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

 

به چه دلیل باغبان ِ بی رحم تو را از شاخه چید ؟ ..

" تو هنوز شکوفه ی بهاری .. "

 

+ نوشته شده در  87/09/22ساعت 11:23  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

یکی از دوستان که تازگی رفته مونیخ (المان) برای ادامه تحصیل ،

چند شب پیش داشتم باهاشون مصاحبت و ایضا گپ می زدم

که رسیدیم به لپ تاپ و قیمت ویندوز و من هم از قیمت ویندوز 

 بی خبر بودم / چون ظاهرا آنجا اين ويندوز هاي تقلبي و يا

 به قولي ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ توماني ما را قبول ندارند .

(و احيانا بايد حتما ريجستر خود microsoft بشه )

مثل اين PHOTOSHOP CS3 كه هي دائما ما ريجستر

تقلبي مي كنيم و شركت Adobe آخر ما را خواهد گرفت !

 

..

 

امروز رفتم قيمت هاي ويندوز  SERVICE PACK 2  

تفتيش و بررسي بكنم ،‌ كه حدودا چقدره ؟!

كه مشاهده كردم از ۱۴۰ دلار شروع مي شه تا ۴۰۰ دلار !

شما هم مي تونيد ببينيد .

(+)

البته ناگفته نمونه من يك سرويس معمولي

و خانگي اش رو عرض مي كنم .

بعلاوه شما هر مشكلي بخوريد دم به دقيقه / ساعت بطور آنلاين

مي تونيد به سرويس هاي پشتباني ارتباط برقرار كنيد

و انها هم موظفند تا مشكل شما بطور حتمي و قطعي حل نكردند ،

 لحظه اي آرام ننشينند . 

 

..

 

يك خبر جالب هم بچه هاي پيام نور اهواز روي سايت شون ديدم اين بود : 

با این وجود فروشگاه های Circuit City در ایالات متحده ،

 9 مدل مختلف رایانه مجهز به ویندوز XP را همچنان به فروش می رسانند

بطوریکه فروشگاه Best Buy دیگر هیچ رایانه مجهز به ویندوز XP را عرضه نمی کند.

(+)

 

..

 

پي نوشت : شنيده بودم ( نمي دونم شايعه هست يا خير ! )

كه جزيره كيش / بيل گيتس را دعوت كردند براي يك همايش و سمينار

آن هم پاسخ داده بود :

در مملكتي كه نرم افزار من يك دلار مبادله بشه پا نمي ذارم .

 

 

+ نوشته شده در  87/09/20ساعت 17:9  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

ادای / عدااا .. لت ؟

 

اقتباس از وبلاگ مازیار بیژنی / کاریکاتوریست کیهان (+)

 

+ نوشته شده در  87/09/20ساعت 13:51  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

هي آ هاي هي هي

آ آ آ آ ای

هي هاي آ هي

هی دل ! ..

.

.

.

.

.

.

.

حام.ميم. شجريان

..

 پی نوشت : ..

ــ شیرین شیرین .. / محسن نامجو / ام پی تری / با حجم  841 K  (+)

ــ ساز و آواز دشتی / حسام الدین سراج / ام پی تری / با حجم  1.1 M (+)

 

+ نوشته شده در  87/09/19ساعت 0:5  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

از آن

بالای ِ بالای ِ بالا

نگاه می کند

به پایین و این جماعت

دنیایش در یک کلمه زیر لب های بیابانی /اش/

آهسته می شود / خلاصه می شود و جاری ! 

که ..

                                                                                              " نیا "  ..

 

+ نوشته شده در  87/09/18ساعت 20:18  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

کلی کثافت کاری كرده ،

که قلبش

شده گرانیت سخت !

..

مثل يك نفر كه هزينه هاي گزاف مي پردازد

به اميد بازگشت آنان از طريق درآمد ..

 

 

+ نوشته شده در  87/09/14ساعت 9:48  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

نان گرفتم / برای بازگشت به خانه / آمدم این سمت خیابان / نان دستم بود / میوه فروش محل داشت قفل های مغازه را باز می کرد / سلام کردم و گفتم : " بفرماييد نان ! نمك ندارد . " / امتناع كرد و تشكر . / نان دستم بود / داشتم مي آمدم خانه / قدري نان كندم / خوردم / نمك نداشت / تعجب كردم / باز قدري ديگر كندم / خوردم / انگاري نمك نداشت ..

نشد كه حداقل خودم را يك بار نمك گير خودم كنم !

 

 

+ نوشته شده در  87/09/14ساعت 8:39  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 
پيامبر اعظم (ص) می فرماید :

اغفل الناس من لم يتعظ بتغير الدنيا
من حال الى حال .

 
غافل ترين مردم كسى است
كه از دگرگونى دنيا از حالى به حال
ديگر پند نگيرد.

بحارالانوار ـ ج ۷۷ ـ ص ۱۱۴
 
 
+ نوشته شده در  87/09/13ساعت 10:47  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

حکمش چه زیباست  .

حق نداری با لباس احرام به هیچ موجود زنده حتی پشه آزار برسانی !

حتی اگر از قسمت نامهربانی (اش) / نیش از آن تو شد ..

فقط  میتوانیم با احترام آنها را برانیم یا تحملشان کنیم .

..

تمرین یک مهربانی چه زیباست .


 

+ نوشته شده در  87/09/12ساعت 21:4  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

(+)

 

..

در این دشت جنون چادر مــــزن ای رهگذر ، بگذر

که مجنون می شوی چو من ، اگر بینی تو لیلا را

..

 

حاج آقا سرخه اي اين بيت را در ماه رمضان خواند .

 

+ نوشته شده در  87/09/12ساعت 18:46  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

جوجه هايم را اين دم دم هاي آخري

من باب آبرو هم كه شده  

هي مي شمارم و به صف مي كنم

گهگاهي از اول به آخر

گهگاهي از آخر به اول 

..

 

 

+ نوشته شده در  87/09/11ساعت 18:13  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

آخ می چسبد در این اواخر پاییزی

پیادروی ، روي اين برگ هاي زرد خيس !

 

 

+ نوشته شده در  87/09/11ساعت 18:8  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

وَ واعَدنا موسی ثلثین لیلة

و أتممنها بعشر فَتَمَّ میقاتُ ربِّهِ أربعین لیلة

و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی

و أصلح و لا تتبع سبیل المفسدین

..

من می گفتم

او در نمازش تکرار می کرد ..

آخرش رو کرد

و گفت :

" می خواهم همسفر حاجیان شوم . "

 

+ نوشته شده در  87/09/11ساعت 0:10  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

در یک شب پاییزی

خبری از جیرجیرک نیست !

شاید کنار یک شوفاژ آواز می خواند ..

 

 

 

+ نوشته شده در  87/09/07ساعت 17:1  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

اي تشنه ٔ ابر رحمت تو
چون من لب ناودان کعبه

خاقاني

 

 

 

خدايا حنجره ما از اسماعيل بيابان تر است ! ..

+ نوشته شده در  87/09/06ساعت 23:20  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

کتابچه ۳۶۵ جمله الهام بخشی که مادر ـ علیها السلام ـ خریده بود برام !

رو گفتم مثل تفال زدن به حافظ باز کنم ببینم چی میاد و در موردش فکر کنم ! ..

اين آمد : ..

.

.

۱۳۰ ) اشتباه کار انسان است اما در اشتباه ماندن ، نه .

" رابينز " .

 

+ نوشته شده در  87/09/05ساعت 20:44  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

اللهم الرزقنی ..

 

(+

 

خدایا اگر یک روز قسمت /ام/ کنی حج تمتع را ..

می ترسم بندگانت سنگ به من بزنند !

" از بس که یک عمر شیطانی کردم . "

 

+ نوشته شده در  87/09/04ساعت 10:36  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

" بی چاره فرهاد ! نانوایی هم جوش شیرین می زند . "

 

 

 

اما چند روزی ست می گویم :

" شیرین ها هم شیرین می زنند ..

بی چاره فرهاد ! .. "

 

+ نوشته شده در  87/09/03ساعت 19:29  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

حکایت شده است ضحاک بن مزاحم با مردی 

مسیحی رفاقت و داد و ستد داشت .

روزی آن مرد مسیحی را به اسلام فرا خواند .

 آن مرد مسیحی گفت : حقانیت اسلام بر من

واضح است و روشن است اما حُب شراب مانع

از پذیرفتن دین و شریعت شماست !

ضحاک به او گفت : تو دین اسلام را بپذیر و شراب نیز بنوش !

چون آن مرد مسیحی شهادتین را بر زبان جاری ساخت

ضحاک لبخندی زد و گفت : اکنون که اسلام را پذیرفتی

اگر شراب بنوشی شلاقت می زنیم

و اگر مرتد گردی گردنت را می زنیم .

..

عرفان نامه / زهرا فتحی

 

+ نوشته شده در  87/09/02ساعت 20:1  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

به قصد رفتن ماندیم

اما روزگار چرخید

و به قصد ماندن رفتنی هستیم !

 

+ نوشته شده در  87/09/01ساعت 14:25  توسط حمیدرضا رمضانی  |