تبليغاتX
حمیدستان

حمیدستان

 

حمیدستان

تعطیل شد !

..

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/10/29ساعت 16:50  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

جفت نگاهش را

در نگاهم

سپرده گذاری کرده !

 

+ نوشته شده در  87/10/28ساعت 19:3  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

باری ! ..

زمستان تب کرده

و زمانه بهار ندارد !

 

+ نوشته شده در  87/10/27ساعت 20:55  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

سناریو تغییرات

اگر با اتمام جنگ باشد  

چه لَجَن تهویی ست نه تحول !

..

صدای بابا بابای

کودک فلسطینی

در گوشم می پیچد .. 

 (+)

 

+ نوشته شده در  87/10/27ساعت 20:29  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

یا دائم

الشریک دل های

صبح و شام !

 

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت 22:32  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

دل تنهایم

همدم

آنفلونزایم شده !

 

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت 21:57  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

حی علی

الوصال !

 

+ نوشته شده در  87/10/26ساعت 11:40  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

دزد چشمان

باز من می شود

صورت چاک چاک جاده !

 

+ نوشته شده در  87/10/25ساعت 23:19  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

گدا هر آنچه که دارد

ز پادشاه دارد .

 

+ نوشته شده در  87/10/24ساعت 22:9  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

پیچ خورده ی

شاخه ِ

محبتت شده ام !

 

+ نوشته شده در  87/10/24ساعت 12:34  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

تو آهسته لب خند می زنی

من تند تند بال در می آورم !

 

+ نوشته شده در  87/10/24ساعت 6:8  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

سينه ي پوشيده

از برف خيابان  

بوسه باران

رد پاهايم مي شود . 

 

+ نوشته شده در  87/10/23ساعت 19:56  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

ریش ریش شده

مُخ ام از این امتحان های

به صف ایستاده !

 

+ نوشته شده در  87/10/22ساعت 9:46  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

چشم هایم هنوز

به نگاهش جا مانده !

 

+ نوشته شده در  87/10/20ساعت 12:1  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

 

چاره نیست

دست هایمان

بستس !

 

+ نوشته شده در  87/10/19ساعت 20:26  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

 

 

سه غم آمد سراغم هر سه یک بار

غریبی و اسیری و غــــــــــــــــم یار

..

غریبی و اســـــــــــیری چاره داره

ولـی آخر کشــــــــد ما را غم یار

 

 

 

+ نوشته شده در  87/10/18ساعت 18:21  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

 

 

 

چه خوب مادرت گفت :

با حسین .ع. برو / بی حسین .ع. نیا !

- - -

..  اشهد لک بالوفاء ..

 

 

 

 

+ نوشته شده در  87/10/17ساعت 0:54  توسط حمیدرضا رمضانی 

 

 

چقدر مادر دل خسته

همچو رباب

در این غزه می توان جست .

..

خدایا رحمی به این شهیدان شش ماهه کن !

 

 

 

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 21:53  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم ..

.

.

.

.

.

پی نوشت : هر محفلی رفتید / دعا گو ما باشید .

 

+ نوشته شده در  87/10/06ساعت 18:24  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

تپش تپش دلم باز / شور می زنه تو سینه  ..

 .

.

+ نوشته شده در  87/10/05ساعت 23:5  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

تابناک : اتوبوس‌های قزوین به تهران زنانه - مردانه شد . (+)

..

تیتری بود که از اینترنشنال شدن شهر جهانی قزوین خنده ام گرفت ! .

 پارسال یادش بخیر وقتی از پلیس ترمینال قزوین پرسیدم ؟

آقا این طرح واقعا می خواد انجام بشه !

 چه عکس العمل و واکنش شدیدی به من نشون داد 

 و گفت : گندش رو در آوردید شما دانشجوهاااا !

و من در کمال بهت زده و متعجب از آش نخورده و دهان سوخته

و بخاطر رگ های باد کرده در چهره سرخ پلیس مجبور شدم سکوت کنم

و لبخندی گنج لبم بشینه و بگذرم از این قضیه .

..

پارسال یادش بخیر چه بنر بزرگی زده بودند درون ترمینال و سرانجام این طرح انجام شد 

ولیکن بخاطر سرمای بسیار افتضاح قزوین این طرح تا حدود دو هفته

بطور معمول منتفی و کنسل شد !

..

امسال هم زمستانی پر ملات در راه است !

اما نکته جالب این طرح اینجاست که تا قبل از ساعت سه و نیم (یا بقول قزوینی ها سیو نیم)

اتوبوس ها مختلط است و راس ساعت چهار زنانه / مردانه می شود .

..

اما نکته جالب تر اینکه بعضی ها (همان دانشجوهااا ! ) بعلت داشتن 

عشقولانه های فانتزی سعی می کنند

قبل از ساعت چهار در ترمینال حضور داشته باشند و در اتوبوس گل بگویند و گل بشنوند و ..

..

نتیجه اخلاقی : همان که قبلا (+) از کلام شهید عرض کردم ! . 

 

+ نوشته شده در  87/10/03ساعت 18:52  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

" هيچ وقت چيزي رو خوب نميفهمي / مگر اينکه بتوني / به مادربزرگت توضيحش بدي ! "

آلبرت انيشتين

.

.

.

.

.

پی نوشت یک  : با تشکر از سرکار مهندس نیازی برای ارسال این جمله !

پی نوشت دو : لبخندم گرفت ! عجب !!  ..

 

+ نوشته شده در  87/10/01ساعت 23:48  توسط حمیدرضا رمضانی  | 

 

پنیری ترین / شب سال / بر سر و روی / پیتزای / زمستان تان / کشدار و دلچسب  !  ..

.

.

.

پی نوشت : زنده ایم / شکر .

 

+ نوشته شده در  87/10/01ساعت 1:17  توسط حمیدرضا رمضانی  |