به آینه نگاه می کنم
و متقابلا او هم به من !
..
من احساس جوانی می کنم
اما او در ته ریش کم ات
تک ریش سپید نشان می دهد !
..
گذر زمان را نمی فهمی
اما او تو را می فهمد
گهگاهی هم در خودش حلت می کند !
بدون سوال ؟!
به آینه نگاه می کنم
و متقابلا او هم به من !
..
من احساس جوانی می کنم
اما او در ته ریش کم ات
تک ریش سپید نشان می دهد !
..
گذر زمان را نمی فهمی
اما او تو را می فهمد
گهگاهی هم در خودش حلت می کند !
بدون سوال ؟!
گاهي با محمد حرآبادي كه از قزوين برمي گشتيم
بخاطر رسمي بودن خواهر و برادرش در بيمارستان آتيه چيزهايي شنيده بودم !
اعم از پيانو زدن در راهروها / جشن سالانه دوقلوها / و ..
دوستان داشتم اين بيمارستان مجهز و خصوصي را نزديك ببينم
اما گذر روزگار باعث شد پدر را در همين روزها در آتيه ببينم / ..
..
نكته ي حائز اهميت كشف شده تا الان براي من ..
جشن مرخص شدن و ايضا سلامتي كامل بيمار توسط ديگران بيماران ٍ !
جالب بود / حركت خوبي ٍ
چون از جهتي بنظرم هم انرژي مثبتي به خود شخص بيمار
و كمك به صحت و عافيت هر چه سريع تر بقيه بيمار ها مي شه
و از جهتي خاطره خوبي در ذهن بيمار مخصوصا
در دوران ناخوشايند بستري شدن مي گذاره / ..
..
نكته جالب تر از همه اين ها كه امروز ديدم
اتحاد كاركنان در انتخاب سبز بود
يعني به كرسي رياست جمهوري نشستن مير حسين !
نمونه اش هم / بستن شال سبز توسط مدير جوان كافه سرا به گردن كارگرهاش بود / ..
..
از رسانه ديجتيال شنيدم همسر منتخب سبز انتخابات
سه شنبه 12 خرداد ماه ايراد سخنراني داره
در اين بيمارستان براي جامعه پزشكي كشور !
(+)
خدا كند كسي ريز نشود / كه چرا اينجا مجدد باز شد ..